معرفی کتاب اگر بمانم

اثر گیل فورمن از انتشارات هیرمند - مترجم: مهرآیین اخوت-معروف ترین رمان ها

میا هیچ خاطره‌ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می‌آوَرد: بدنِ آسیب‌دیده و غرق در خونِ خود را می‌بیند، می‌بیند که او را سوار آمبولانس می‌کنند، خانواده‌اش را هم می‌بیند که…
اندک‌اندک باید خود را بازبیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی‌اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی. مهم‌تر از همه آن‌که می‌فهمد خودِ او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی‌شک دل خواننده را به درد می‌آوَرَد اما شاید نگاهِ ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد.


خرید کتاب اگر بمانم
جستجوی کتاب اگر بمانم در گودریدز

معرفی کتاب اگر بمانم از نگاه کاربران
If I Stay (If I Stay #1), Gayle Forman
تاریخ نخستین خوانش: سی ام ماه نوامبر سال 2014 میلادی
عنوان: اگر بمانم - کتاب اول؛ نویسنده: جیل (گیل) فورمن؛ مترجم: فرزام حبیبی اصفهان؛ تهران، بهنام؛ 1391؛ در 206 ص؛ شابک: 9789645668899؛
عنوان: اگر بمانم - کتاب اول؛ نویسنده: جیل (گیل) فورمن؛ مترجم: مهرآیین اخوت؛ تهران، هیرمند؛ 1393؛ در 204 ص؛ شابک: 9789644083587؛
کتاب دوم این مجموعه با عنوان: «جایی که او رفت»؛ است
در یک چشم برهمزدن همه چیز تغییر کرد، میا، هفده ساله، به خاطر تصادف حافظه اش را از دست داد. ایشان تنها میتواند آنچه پس از آن حادثه روی داده را به خاطر بیاورد، و بدن آسیب دیده ی خویش را بنگرد. کم کم تلاش میکند تا تکه ها را کنار یکدیگر بگذارد، تا چیزی را که از دست داده و ترک کرده و انتخاب کرده، بفهمد. به شکل زیبا و در عین حال غم انگیزی، این موضوع دیدگاه میا را به زندگی، عشق، و خانواده تغییر میدهد. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
‎داستانی بسیار ساده و در مورد عشق دختر و پسری به نامِ <میا> و <آدام> میباشد که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند
‎داستان برای آن دسته از دوستانی جذاب است که به روح و سفر آن و دیگر موهومات اعتقاد دارند
‎میا دختری ساده و بی آلایش است که در خانواده ای اهل موسیقی زندگی میکند که پدرش در گروه موسیقی بوده و پس از به دنیا آمدن <میا> کارش را ترک کرده و آموزگار است...مادرش نیز به طور پاره وقت در آژانس کار میکند و برادر کوچکی دارد که به دبستان میرود و همه در پورتلند آمریکا زندگی میکنند و باید بگویم که <میا> در نواختن ویولن سل حرفه ای است و عاشق نواختن آن است و البته <آدام> نیز خواننده و گیتاریست گروهی کوچک است که روز به روز در حال پیشرفت است
‎همه چیز خوب و عاشقانه پیش میرود، تا آنکه <میا> تصمیم میگیرد برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه موسیقی جولیارد برود و این موضوع رابطه اش را با <آدام> سرد میکند و <میا> در امتحانات شرکت میکند و قبول هم میشود
‎برای تعطیلات زمستان، <میا> و خانواده به بیرون شهر میروند و در راه تصادف کرده و پدر و مادر و برادرش میمیرند و <میا> به کما میرود
‎زمانی که <میا> بیهوش است و به کما رفته، روح او در گردش است و همهٔ اتفاق ها و رویدادها و تلاش دیگران و دوست پسرش <آدام> را برای زنده ماندنش میبیند و درک میکند... ولی این را هم میبیند که برادر و پدر و مادرش را از دست داده است
‎آیا <میا> زنده میماند؟ آیا برای زندگی تلاش میکند؟ <آدام> برای جان بخشیدن دوباره به <میا> چه میکند؟ ... بهتر است خودتان این داستان را بخوانید و از سرنوشتِ آن آگاه شوید
----------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو در جهتِ شناختِ این کتاب، کافی و مفید بوده باشه
‎<پیروز باشید و ایرانی>

مشاهده لینک اصلی
دو نوع کتاب وجود دارد: کسانی که خواندن را به پایان می رسانند و خاطرات کوتاه مدت خود را از قهرمان جذاب، قهرمان احمقانه و داستان کلی، و یا شاید همه شما اشاره کردید، سوراخ های پرشکوه، ناسازگاری، مسخره بودن یا شخصیت های صاف است. به هر حال، این کتابی است که شما خواندید یا دوست یا نداشتن آن، اما زودتر از اینکه صفحه آخر را تبدیل کرده اید، از دید و چشم پوشی نیست. سپس نوع دیگری از کتاب وجود دارد که قلب شما را لمس می کند یا یک حافظه دائمی یا یک ترس بالقوه را بیدار می کند که ذهن شما را تحریک می کند به طوری که حتی بعد از اینکه شما خوابیدید، خود را ناخودآگاه از طریق جزئیات فرا می گیرید. رویاهای شما فطری خواهد بود و هنگامی که در نهایت بیدار می شوید، خود را در ورق های پف کرده، چشم های تیره از اشک هایی که از بین برده اید را از بین می برید، زمانی که حتی نمی دانید که گریه می کنید. اگر اقامت دائم باشد، مایا هجده ساله است و نوعی از خانواده دارد که هر کدام از ما دعا می کند که به دنیا بیاید و نوع دوست پسر که تنها در جهان فریبنده وجود داشته باشد. علاوه بر این، او یک نوازنده با استعداد است و قرار است در جولیارد معتبر پذیرفته شود. میا انتخاب کرده است، می تواند از عشق او به موسیقی پیروی کند، به جولیارد می رود و رویاهای سلطنتی اش را انجام می دهد، یا می تواند با خانواده اش و عشق زندگی اش باقی بماند و قلبش را دنبال کند. در هر صورت، او چیزی برای به دست آوردن و چیزی برای از دست دادن دارد. سپس، یک صبح سرنوشت ساز، جهان میا را بر سر و زندگی خود را به عنوان آن را می داند که تغییر می کند. یکی از چیزهایی که باقی می ماند همان است که می آید از چند ماه گذشته به خود می پرسد، آیا باید بروم یا باید بمانم؟ در هنر، درخشان ترین رنگ ها در کنار تاریک ترین خطوط ظاهر می شود و در این کتاب، لحظات ملایم و خوشحال با غم و اندوه بسیار قابل توجه است که شما را از طریق اشک های خود را خندید و با لبخند سگ را احاطه کرده است. اگر من بمانم، نوعی زیبایی را نشان می دهد که تنها در کنار ناامیدی وجود دارد و همه چیز را برای آن می درخشد. این شادی و غم و اندوه، خنده و اشک، تولد و مرگ، عشق و از دست دادن است. فورمن با نوشتن یک کتاب پر از موازی، ثابت می کند که زندگی هیچ مخالفتی ندارد و لذا خوانندگان را از غم و اندوه از شادی و امید جدا می کند در حالی که اشک و غم و اندوه را احساس می کنند. ** به روز رسانی ** من فقط این کتاب را دوباره خواندم برای چهارمین بار و آن را ادامه می دهد به ویران و لذت بردن از من.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** تصور من؟ خوب بود. فوق العاده نیست، اما خوب نجیب. قابل تحمل اما من با این کتاب کمی ناراحت هستم، زیرا این یکی از آن کتابهایی است که به طرز مسخره ای تحریف شده است. بله، غمگین بود اما ویرانگر نیست این کتاب خوب نیست. اما من صادقانه فکر می کنم که اگر فصل اول را بخوانم و پس از آن فصل آخر را بخوانم نمی توانم خیلی از دست رفته. بله، پدر و مادرش هر دو زیبا بودند که از دست خواهند رفت. و من باید تمام داستان زندگی برادران خود را بپذیرم و مرگ را در دلهای من تکه تکه کرد. اما در پایان کتاب، من احساس کردم که بیشتر از همه چیز خسته شده ام. این کتاب جدید، یا اصلی یا پیشگامانه نیست. این راه برای من بود که زمان را بکشم در حالی که مادرم را منتظر ماند تا من را از مدرسه بیرون کنم. من میلیون ها بار قبل از این رمان مثل این رمان دیده بودم و بیشتر آنها غمگین بودند. متاسفم فرمان، اما من تحت تاثیر قرار نیست. EDIT: بچه ها، من این بررسی را در سال 2010 نوشتم. آیا شما به طور جدی احساس نیاز به ادامه نظرات در مورد این را می کنید، زمانی که توسط طرفداران سخت کوش و هتک حرمت همگان به هم پیوسته اند، مجبور شدید برای هرگونه استدلال احتمالی برای یا علیه آن پاسخ دهید انتقاد از ~ جنجالی ~ برای نوشتن یک بررسی کمتر از درخشان در وب سایت که هدف واقعی آن است که بررسی، انتقاد، تفکر در مورد، و محکوم کردن کتاب ها؟ آیا شما صادقانه به نظر منفی غرق شدن؟ اگر من اقامت just notnt آن بزرگ است. سلیقه های من خیلی از زمان خواندن آن تغییر کرده است، و من به نظر من ایستاده است. چرا بهت اهمیت میدهی؟ چرا شما هنوز در مورد آن ناله می کنید زمانی که یک خواندن ساده از نظرات نشان می دهد که Ive قبلا شکایت خاص خود را مطرح کرده است؟ گمشو. بررسی خود را درخشان خود بنویسید نسخه فیلم را در آینده ببینید (که همچنین به نظر می رسد وحشتناک است، اما آنچه می دانم). برو ترک کردن. من نگرانم برایم مهم نیست. من نفهمیدم

مشاهده لینک اصلی
این کتاب می تواند بزرگ باشد، اما تقریبا شرم آور بود که بخواهید آن را بخوانید. من می دانم که به نظر می رسد بسیار معنی است، اما cmon. من می توانم هر رمان است که Kathleen هانا و کورتنی عشق را در متن مثبت اشاره (و همچنین می شود امتیاز برای نزدیک شدن پورتلند نزدیک) قدردانی، اما من نمی توانم احترام رمان پر از کلیشه، شخصیت های غیر واقعی و جیر. من تقریبا مجبور بودم از خواندن زمانی که یکی از کاراکترهای @ شخصیت های دیگر مانند یک گیتار @ را پخش می کرد متوقف شده بودم، و در حقیقت برای چندین بار خواندن را متوقف نکردم، زمانی که دختر او را به کلیسای سلولی خود ختم کرد و شروع به اجرای آن در کنار پسر دوست پسرش کرد. به طور جدی؟ آیا این واقعا واقعا اتفاق می افتد؟ من می دانم این فانتزی است، اما نویسنده آن را نمی نویسد مانند آن است که قرار است یک dream.The والدین بدترین بخش از کتاب برای من بود. آنها والدینی بودند که هر یک از نوجوانان در دنیای غرب آرزو داشتند که آنها خنک و جوان هستند، موسیقی را می دانند، در حال مرگ هستند، جوانان وحشی دارند، مثل نوجوانان عمل می کنند، و فقط بسیار شگفت انگیز است. در حقیقت هیچ چیز خوشایندی در داستان نوجوان وجود ندارد. والدین این روزها یا آنتاگونیستها یا همسایگان هستند. فرض این بود که یک نفر بزرگ میتواند بین زندگی یا مرگ را انتخاب کند. و این شاید عالی بود اما این کتاب متاسفانه بسیار عالی بود، ضعیف نوشته شده بود و شیک.

مشاهده لینک اصلی
* 4.5 ستاره * چیزی است که در آن چیزی آرام است. رفتن به پایین به عنوان یک خانواده هیچ کس پشت سر نگذاشت من نه گریه میکنم چرا من باید باشم؟ اگر من باقی بمانم، تنها یکی از داستانهای مشتاقانه ای است که تا به حال خوانده ام ... هیچ دلیلی برای نوشتن یک بازنگری به اندازه ی کافی نداشتن ... α یه تصادف ماشین. یک تصادف اتومبیل که میا را گرفت، برادرش و پدر و مادرش زندگی می کردند. فقط ... میا به عنوان یک روح، یک بدن بیحساب ماند. شس صدمه دیده است Shes ضعیف است او نمی خواهد همه چیز را که او در مورد آن مراقبت می کند را ترک کند، اما برای او بسیار ساده است ... اجازه دهید بروید. من نزدیکتر هستم و اکنون می دانم که آن تدی نیست که دروغ می گوید. منم. خون از سینه من از طریق پیراهن من، دامن و ژاکت از بین رفته است و در حال حاضر مانند قطرات رنگ بر روی برف باکره جمع شده است. این کتاب فراتر از زیبایی است. دلخراش و سردرگمی آن در همان زمان. شما خندیدید، لبخند می زنید، حالا گریه می کنی یا اشک می ریزی اشکها را به خاطر اینکه نمیتوانید چشمان خود را در این مورد چیره شوید. و این یک داستان است که همیشه برای همیشه گرامی باد. در قلب من، اگر من اقامت همیشه یک مکان خاص داشته باشد. این باعث می شود که شما آرزو می کنید که شما در حال پخش ویولن، همانطور که میا ما را عالی انجام می دهد. این حداقل برای من درست است، و این است که چقدر این شخصیت ها و داستان بر من اثر گذاشته است. آنچه که من میدانم مطمئنا این است که پس از خواندن این کتاب، یک لحظه به فکر همه چیز بروید. برای فکر کردن در مورد زندگی خود و اینکه چگونه آسان نیست، اما زمانی که شما توسط افرادی که دوستشان دارید محاصره می شوید، به نحوی راحت تر از همه موانع عبور می کند که زندگی شما را از بین می برد. مطمئنا دائما با ما خاطرات فوق العاده به اشتراک می گذارید، اما آنچه به طوری قابل توجه است که نویسنده متناقض شامل یک پیام در هر یک از آنها. یک پیام به فکر کردن درباره این نوعی از کتاب است که من آرزو می کردم همه با یک روح خواندن و اصالت بی نظیر آن را نادیده بگیرند و فضای بسیار دلپذیر و صلح آمیز را ببینند. اکنون می بینم که مرگ آسان است. زندگی سخت است. من متاسفانه به همان اندازه که امیدوار بودم، نویسندگان سبک نوشتن را دوست ندارم. من خواندن وحشیانه را بررسی می کنم که چطور نوشتن شگفت انگیز است، اما من نمی توانستم شاهد شگفتی آن باشم؛ زیرا اکثر مردم حدس می زنند. البته، به خوبی نوشته شده است، با یک جو کامل که داستان و تمامی احساسات شخصیت ها را در بر می گیرد، اما بسیاری از کتاب های دیگر نیز خواندنی است. متاسفانه هیچ چیز خاصی در آن بخش برای من وجود ندارد. به همین دلیل من نمی توانم این کتاب را پنج ستاره بدهم، اما این تنها و تنها است. همه چیز دیگر perfect.BD | وبلاگ | یوتیوب | توییتر | نمایش مشخصات عمومی | Google+ | Bloglovinâ € ™

مشاهده لینک اصلی
ویولن را برای پنج سال و ویولا برای سه بازی کردم. این پیانو است که فقط یک سال طول کشید. برادر بزرگتر من و وقتی که من نه ساله بودم درس هایم را با هم شروع کردیم. برادر من یک بچه هوشمند بود، اما او آن را نمی دانست. این کمک نکرد که خواهر کوچکش بسیار رقابتی، زودگذر و بی نظیر بود. من فکر می کنم او همیشه اعتقاد داشت که او برای او خیلی اهمیتی ندارد - اما پسر او آن را در جایی که شمارش می کند. پس من فکر کردم که من بسیار هوشمندانه تر از او بودم، و گرفتن پیانو فرصت دیگری برای من بود که این را اثبات کنم. بر خلاف برادر من که قبلا هرگز یک ابزار را ندیده بود، می توانستم نقش بازی کنم و در حال حاضر در مورد جنبه های نظری موسیقی مورد نیاز از ویولن مورد مطالعه قرار گرفتم. در فرم، من بهتر از او بودم. در حالی که برای. به طور موثر، همیشه همیشه در عرصه فنی بهتر بودم. اما او جایی بود که شمارش کرد. هنگامی که آن را به قلب موسیقی آمد، آوردن یک قطعه زنده و ساختن آن زیبا - من کاملا خارج از کلاس بود. من مثل یک ربات بازی کردم و او با روحش بازی می کرد. این کتاب باعث می شود من از این که اکنون در زندگی ام پنهان شده ام پشیمان شوم. اگر من اقامت یک رمان زیبا نوشته شده، شخصیت محور در مورد یک دختر انتخاب بین زندگی و مرگ است. این نیز یکی از بهترین کتابهای صوتی روایت است که تا به حال گوش کرده ام. بدن مایاس در ICU است و او منتظر مرگ است. همانطور که حوادث از تصادف ماشین او در حال گسترش است، او روابط خود را با هر کس بررسی برای تعیین اینکه آیا آن را ارزش ماندن و یا می میرند صلح آمیز از سقوط او. بخش هایی از این رمان بود که من گریه کردم، قلب من درد و سینه من با احساسات تپش با احساسات . صدای مایاس، روابط او، مبارزات او و درد او به اندازه درخشان مربوط به مخاطبان است. نوشتن کامل نیست. برخی از قطعات وجود دارد که می تواند کمی جلا داده شود. بعضی از پاراگرافهایی که احتمالا نیاز به ویرایش دیگری داشتند. با این حال، جنبه های نوشتاری فنی به مراتب بیش از قلب و نفس این رمان بیش از حد کم است. این رمان مانند میس سولو است. این زیبایی، شگفت انگیز و عاطفی است. همانطور که میا می تواند آدم مانند ابزار او را بازی کند، همچنین Forman میتواند مخاطبانش را بازی کند - همه یادآورهای بالا و پایین را با وضوح کامل و با نفوذ در اختیار دارد. بدون شک، Forman آن را جایی که شمارش دارد.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات هیرمند - #گیل فورمن - #مهرآیین اخوت
کتاب های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


 کتاب رذل
 کتاب ماهی چاق گنده ی من که زامبی شد
 کتاب گیاهخوار
 کتاب دوزخ
 کتاب کتابفروشی 24 ساعته آقای پنامبرا
 کتاب تربیت احساسات