کتاب تاریخ عشق

اثر نیکول کراوس از انتشارات مرکز - مترجم: ترانه علیدوستی-معروف ترین رمان ها

آلما سینگر، چهار سالی است که در حال تلاش برای پیدا کردن یک درمان برای تنهایی مادرانش است. به اعتقاد او ممکن است آن را در یک کتاب قدیمی که مادرش دوست داشتنی است، کشف کند، در جستجوی نویسندهش پیدا میکند. در سراسر نیویورک یک پیرمرد به نام لئو گورسکی سعی دارد کمی طولانی تر بماند. او روزهای خود را صرف خوابیدن از عشق گمشده می کند که شصت سال پیش در لهستان الهام بخش او برای نوشتن یک کتاب بود. و اگر چه او هنوز آن را نمی داند، این کتاب همچنان زنده ماند: عبور اقیانوس ها و نسل ها، و تغییر زندگی ...


خرید کتاب تاریخ عشق
جستجوی کتاب تاریخ عشق در گودریدز

معرفی کتاب تاریخ عشق از نگاه کاربران
با تشکر از شما به دوست داشتنی، ناشناس در بندر اعتبار استارباکس که من دستمال کاغذی را بدون یک کلمه به من تحویل داد، همانطور که من آن را یک ساعت پیش با اشک پر کردن چشمانم به پایان رسید. این لحظه ای کامل بود که کاملا با این کاملا عالی کتاب .______________________ این کتاب را بخوانید اگر: 1) شما باور نکردنی با صدای بلند بسیار نزدیک را دوست داشتید، همه چیز روشن است و / یا حادثه شگفت انگیز سگ در زمان شب 2) شما داستان های شخصیت شناخته شده از بازماندگان هولوکاست مانند کتاب دزد یا قطعات تسخیری به نام فقط دو3) شما خوب با برخی از ساخت و ساز پست مدرن و رویا نوجوانان / شخصیت های مرکزی قبل از ازدواج) شما نفرت [eta: سنتی، پسر با ملاقات دختر / خوشبختانه پس از] داستان های عشق را به دلیل آنها trivialize اهمیت عشق. این کتاب درباره عشق است. و هویت و امیدوارم و دوستی این زیبا و خشن است. هرکسی که دوست داشته باشد، هر کس که در سرت حساس باشد، کوتاه خواهد شد. اگر میخواهید یک بازبینی واقعی بخوانید، این یا یکی را ببینید. و از شما سپاسگزارم، ایان گری، برای آوردن این رمان به ذهن من برسد.

مشاهده لینک اصلی
در حال حرکت، اگر شما مانند اسمولتز خود را گرم، ضخیم و با مقدار زیادی شیرین تحویل دهید، Krauss نویسنده شما است. منظورم هیچ شکایتی نیست که بگویم هیچ کس نابینای هولوکاست را بهتر از او نمی داند. پیرمرد در آپارتمان منهتن خالی که کامبیز لهستانی باردار او سالها پیش به آمریکا رفته بود و نزدیک ترین ارتباطش با پسرش در پسران است، فاجعه ای است با پانچ. همانطور که نوجوان است که به شدت می خواهد خاطرات پدر مرده خود را از طریق رابطه با یکی دیگر از بازماندگان شکل، که با کار یک شاعر مبهم آمریکای جنوبی (او یک بازمانده خیانتکار) وسواس دارد. هویت ها تاریک می شوند و به یکدیگر متصل می شوند تا نشان دهند کامل می شود. شیوه زندگی انسان با شانس، به ویژه تصادف مرگ، و نقش تراژدی درازمدت شانس خود را تبدیل به پشیمانی می کند. با مهارت قابل توجه او، Krauss (خواننده من را بهتر از کلمه) خواننده به جهان عاطفی خود می دهد. خلاقیت او احساسات است و به عنوان یکی از شخصیت های او می گوید: \"قدیمی ترین احساسات در جهان ممکن است این باشد که در حال حرکت است؛ اما برای توصیف آن - فقط نام آن - باید مانند تلاش برای گرفتن چیزی غیر قابل مشاهده است. @ او خط خوبی در ساختن چیزهایی است که نامرئی است اگر نه کاملا روشن و سپس حداقل چیزی که به طور جدی در نظر گرفته شود، مانند یک kosher خوب وعده غذایی.

مشاهده لینک اصلی
من چند روز پیش نیکول کراس را خواندم @ History Of Love @. خلاصه داستان: @ قهرمان بعید و فراموش نشدنی، لئو گورسکی بازمانده جنگ، عشق و تنهایی است. قفل ساز بازنشسته، لئو بهترین کار را برای رسیدن به خود دارد. او با گذراندن شبانه روز زایمان از رستوران چینی می گوید که گذر روزها را انجام می دهد و یک کد را با همسایگی بالا در طبقه خود مرتب کرده است: سه شیپور خاموشی بر روی رادیاتور به معنایARE شما زنده هستند، دو به معنای YES، یکی NO. همیشه اینطور نیست شصت سال پیش، قبل از او از لهستان برای نیویورک فرار کرد، لئو با یک دختر به نام آلما ملاقات کرد و در عشق افتاد. او یک کتاب نوشت و شخصیت را در آن پس از محبوبش نامگذاری کرد. سالها گذشت، زندگی تغییر کرد، و بدون توجه به لئو، کتاب جان سالم به در برد. و لئو - در دهه هشتاد زندگی خود را فراهم می کند - با پیوند به پسر hes هرگز شناخته شده نیست. چگونه این کتاب طولانی از دست رفته سبب ظهور فوق العاده ای می شود و زندگی شخصیت های متمایز را متصل می کند تنها یکی از معجزات کوچک است. تاریخچه عشق خوانندگان خود را ارائه می دهد. @ از bn.com من فکر کردم در انتهای کتاب این بود: پایان به ارمغان آورد کتاب از خوب تا بسیار خوب است. هنوز عالی نیستم. من می خواستم این کتاب را دوست داشته باشم. من واقعا انجام دادم من دوست داشتم شناسه نمونه در نیویورکر خواند و انتظار داشتم همه چیز را دوست داشته باشم. من به خصوص شخصیت هایی که او ایجاد می کردم را دوست داشتم: لئو گورسکی - که با چنین صدایی واضح و جالب بود. آلما خواننده - یک دختر چهارده ساله در یک رمان که واقعا می توانستم برای یک بار با آن ارتباط برقرار کنم. هوشمندانه، اما نه آزار دهنده / پیشروانه. مسائل بدن، اما نه به نقطه ای که در آن او احساس خود را به عنوان یک نفر متاسفم. پرنده - تنها شکایات من است که من احساس می کنم که او کوتاه کوتاه. او خیلی جالب است، من فکر می کنم او رمان خود را سزاوار داشته است. او به یک دستگاه رسم کاهش یافت و این واقعا باعث تحریک من شد، چون او را خیلی دوست داشتم. برای اینکه علاقه خود را به ایمان او وجود داشته باشد تنها برای خدمت به آلما انجام می شود، جستجو کاملا جنایی بود (و به همین علت استحکام دینی او مانند یک بیماری به عنوان چیزی است که می تواند او را از طریق مرگ پدرش به او کمک کند فقط کنجکاو ...) چه مزاحم به نظر می رسید که Krauss به سختی تلاش می کرد تا @ experiemental @ (آنچه که به معنای دیگر ...) آنچه که من در مورد مسافرت مرد به یک اتاق، اولین رمان او، زبان و استحکام آن بود. چگونه یک داستان گفت. اما برای همه چیز که من در مورد این کتاب لذت بردم، دو وجود دارد که یا من را ناراحت کرده و یا اشتباه گرفته اند. در این کتاب برخی از عبارات پر زرق و برق زیبا درباره عشق گمشده / جدید، درباره هویت، در مورد رشد رو به رشد ... اما یک صفحه وجود دارد از نمودارها بدون دلیل واقعی. آلما داستان خود را در فرم لیست می نویسد. صفحات دارای تنها یک یا دو جمله بر روی آنها وجود دارد (بعضی از موفق، بعضی نه). من احساس نمی کنم مثل هر کدام از این @ ترفندها @ مناسب داستان او سعی در گفتن بود. این باعث شد که داستان داستان مورد نیاز را نداشته باشیم - همچنین این باعث شد که صدای Krauss به من نرسد. به نظر می رسید که او تصور می کرد ... یا حداقل، او یک ventriloquist صحبت کرد از طریق ساختگی. من صدای او را از دست دادم. می خواستم نیکول کراوس را بشنوم ... من شنیدم که او فکر کرد ما می خواستیم بشنویم. این همان چیزی نیست.

مشاهده لینک اصلی
من داستان «عشق عشق» را در چندین وبلاگ نویسان دیگر که لیست خواندن را می دیدند و بعد از آگاهی از این واقعیت که نویسنده، نیکول کراوس، با نویسنده فوق العاده با صدای بلند و باور نکردنی بست، یک کتاب که فقط چند ماه پیش از آن لذت بردم، دیده ام. من در کتابخانه رزرو کردم. در خلق و خوی یک عاشقانه، زمانی که آن را رسیدن، من این کتاب را از دیگران که بر روی میزهای من نشسته بودند بلند کردم. در ابتدا، من به طور کامل در نوشتن و لئو Gursky جذب شد. من حتی به امیلی گفتم که این کتاب ممکن است در لیست من از ده مورد برتر قرار بگیرد. اوه، چطور افکار لوس را دوست داشتم و @ But. @ و @ و @ هنوز هم @ sentences. بنابراین کشش کسانی که اغلب احکام ساده ای را استفاده می کردند روایت خستگی ناپذیر و ناخوشایندی را ایجاد کردند که کاملا بیانگر شخصیت لوئوس در زندگی بود. هنگامی که Almas به صحبت و افشا تبدیل شد، من تقریبا چنین تحقیر آمیز نبودم. افکار و سؤالات او صداقت و درد را نداشتند که لئو خیلی بزرگتر توانست داشته باشد، که منطقی است چون آلما تنها چهارده است. با این حال، من پایبند بودم و حتی لذت بردن از اکتشاف های دقیقه و آهسته او بود. این کتاب تقریبا یک راز است. هوز ها و whys ها گیج کننده هستند و هنوز تا انتهای آن مشخص نشده است که کلید گم شده داده شده است که خشم کامل و سردرگمی تمام شخصیت ها را باز می کند. متأسفانه، تا این زمان، من با این داستان تماما کمتر تحسین آمیز بودم، زیرا در بسیاری از مواقع با کتابهای شوهرم که تاکنون خوانده ام، خیلی از آنها را پیدا کردم. آنها هر دو در مورد یهودیان تقسیم شده توسط یک نسل است که با هم از طریق نامه ها می آیند. آنها هر دو در شهر نیویورک با فلس بک ها به آلمان در جنگ جهانی دوم تنظیم شده است. آنها هر دو شامل بچه های بسیار زودگذر و غیر طبیعی هستند که پدر و مادرشان را از دست می دهند و با غم و اندوه خود با تعطیلات کشف می جنگند. و آنها هر دو به طرز غیرمعمول ناامید کننده با اختلال عملکرد برنده شدن در عشق واقعی پایان می دهند. من فکر می کنم من این کتاب را دوست داشته باشم یا آن را اول یا فقط بخوانم. متاسفانه، هر دو کتاب در حال حاضر به من آسیب دیده است. شاید، شاید .... در یک جهان کامل، من می توانستم از زنبور آواز در NBC لذت ببرم. اما پس از آن فاکس بیرون آمد و متن را فراموش نکرد. همان ایده، نمایش های مختلف ... من لذت می برم نه به این دلیل که من نمی خواهم کپی کردن. این کتاب ها هیچ یک از دیگران و یا هر چیزی را plagiarize، اما شباهت های زیادی برای یا اصلی و کتاب های بزرگ است که آنها به من قرار دارد وجود دارد. شاید آنها نیاز به تایپ کردن ماشین های خود را در انواع مختلف

مشاهده لینک اصلی
زندگی بی عدالتی است، زندگی بی رحمانه است، باید این درس را که توسط لئو گورسکی، بازمانده هولوکاست لهستانی گرفته شده، گرفته شود، اما درس آن به نظر می رسد که جای آن را گرفته است، زمانی که عشق وجود داشته باشد و گاهی اوقات کافی باشد. عشق او مراکز اطراف دختر او را در لهستان دوست داشت، Alma Mereminski، زن برای او او یک کتاب، تاریخچه عشق نوشته است. این کتاب بر تعداد زندگی تاثیر می گذارد، از جمله یک دختر جوان که همچنین به نام آلما به دلیل پدرش این کتاب را در یک فروشگاه در بوینس آیرس یافت و زندگی اش را تغییر داد. Alma ما مبارزه با سوالات خود را در مورد زندگی، از دست دادن پدرش، افسردگی مداوم مادرش، مکانیزم مقابله با برادر کوچک عجیبش، پرنده. در راه های اسرارآمیز و قانع کننده، گروهی از زندگی در این داستان عشق درگیر می شوند و ما خوانندگان را ترک می کنیم تا حقیقت را از داستان بیرون بکشیم و قطعات را به یک پازل تبدیل کنیم که حس می کند. ، تعجب می کنم که آیا چیزی را از دست داده ام، اما مانند یک رمز و راز خوب، این داستان در مراحل گوناگون پراکنده می شود و همه در پایان با هم می آیند. این استادانه بافته شده است، عمیقا شخصی، بسیار احساسی است. Krauss مردم واقعی را تصور می کند، به آنها نفس و احساس می دهد. من نمی توانم تصور کنم کسی که این رمان را با بی تفاوتی خواند. Krauss علاوه بر یک داستان فوق العاده می تواند در مورد موضوعاتی که معنی را برای همه ما می گویند بسیار باشد. زندگی، مرگ، عشق، ارتباط، جدایی، از دست دادن، افسردگی. او دانشجوی قلب انسانی است. دیگر پناهندگان در اطراف او همان ترس و بی کفایتی را تجربه کردند، اما Litvinoff در این زمینه راحتی پیدا نکرد چون دو نوع از مردم در جهان وجود دارد: کسانی که ترجیح می دهند ناراحت شوند در میان دیگران، و کسانی که ترجیح می دهند به تنهایی ناراحت شوند. لیتوینوف ترجیح می دهد که تنها باشد. او توانایی تولید تصویری دارد که قابل لمس است: جنگ به پایان رسید. لیتویوف فهمید که چه اتفاقی برای خواهرش میریام و پدر و مادرش و چهار برادر دیگرش افتاده است (آنچه که از برادر بزرگترش آندره گرفته شده بود، او تنها می توانست از احتمالات جدا شود). او آموخت که با حقیقت زندگی کند. نه آن را بپذیرید، بلکه با آن زندگی کنید. مثل زندگی با یک فیل بود. اتاق او کوچک بود، و هر صبح او مجبور شد فقط حقیقت را به حمام برساند. برای رسیدن به آرشیو برای گرفتن یک جور لباس زیر او را مجبور به خزیدن تحت حقیقت، دعا آن را انتخاب کنید که لحظه ای برای نشستن در چهره اش. او ترسناک اردوگاه را توصیف نمی کند، ما هیچ داستان از جنایات هیچ زندگی در مورد مرگ یا تخریب وجود ندارد و در عین حال ما وحشت از آن را، برگشت ناپذیری، مصائب زندگی از دست داده و تنهایی و ناامیدی از زندگی که باقی می ماند احساس می کنیم. Fritzy را از دست دادم. او در ویلنا، تاته تحصیل کرد - کسی که می دانست کسی به من گفته بود که آخرین بار در یک قطار دیده می شود. ساری و هانا را به سگها از دست دادم من هرشل را به باران از دست دادم من جوزف را از دست دادم. صدای خنده را از دست دادم من یک جفت کفش را از دست دادم، آنها را به خواب بردم، کفش هرشل را به من داد، و وقتی از خواب بیدار شدم، روزهای پاریس را میگذراندم، و سپس دیگران را گول زدم و به سرقت رفتم. من تنها یک زن را که همیشه دوست داشتم از دست دادم. من سالها از دست دادم من کتاب را از دست دادم من خانه ای را که در آن متولد شدم از دست دادم و من اسحاق را از دست دادم پس چه کسی می گوید که در جایی که من بدون آنکه دانستن آن را بفهمم، ذهنم را از دست دادم؟ حوادث این کتاب در جنگ اتفاق نمی افتد، اما جنگ در پس زمینه می آید و ما می دانیم که بدون آنکه تمام این زندگی ها مسیر دیگری داشته باشد. وجود دارد تنها یک چیز است که از آن دنیای جنگل زده شده است و این عشق است. هیچ کدام از عشق از دست نمی رود اما درد ناشی از عشق ممکن است شدید ترین درد همه باشد. من آرزو می کنم یک دکمه برای رمان هایی که از بزرگترین انتظارات فراتر برود وجود داشته باشد، اما همه اینها را از هر رمان پنج ستاره دیگر تشخیص می دهد، پوشه مورد علاقه من است. بنابراین، در آن می رود. اگر شما آن را خواندید، آن را از دست ندهید. در نهایت، از شما تشکر می کنم به الیس، که بیش از یک بار به من گفته بود که این را باید خواند. آه، الیس، چقدر عاقل هستی

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تاریخ عشق


 کتاب فرار بزرگ امیل
 کتاب منظر پریده رنگ تپه ها
 کتاب کلید
 کتاب انجیل های من
 کتاب جاسوس
 کتاب خانه درختی 52 طبقه