معرفی کتاب سیزده دلیل برای این که

اثر جی اشر از انتشارات میلکان - مترجم: فرمهر امیردوست-معروف ترین رمان ها

اگه بتونین فکر‌های بقیه رو بشنوین، چیز‌هایی رو می‌شنوین که واقعی هستن و چیز‌هایی که کاملا بی‌ربطن و اصلا نمی‌فهمین کدومشون کدومه. دیوونه می‌شین. کدومش راسته؟ کدومش نیست؟ هزار فکر هست، ولی اصلا یعنی چی؟
دوست داشتین افکار دیگران رو بشنوین؟
البته که دوست داشتین. همه می‌گن آره، البته تا وقتی که متوجه نتیجه‌ش بشین.
مثلا اگه بقیه هم بتونن فکر‌های شما رو بشنون چی؟ اگه همین الان فکر‌هاتون رو بشنون ... ؟
گاهی فکر‌هایی می‌کنیم که خودمون هم درکشون نمی‌کنیم. فکر‌هایی که حتا واقعی هم نیستن - واقعا اون‌طوری نیستن که حس‌شون کنیم- ولی به هر حال تو ذهن‌مونن، چون فکر کردن به‌شون جالبه.


خرید کتاب سیزده دلیل برای این که
جستجوی کتاب سیزده دلیل برای این که در گودریدز

معرفی کتاب سیزده دلیل برای این که از نگاه کاربران
خب تو روحت! اون همه ریویو نوشتم پرید!

مسلماً به خوبی دفه قبل نمتونم بگم. ولی بازم. آقا در کل کتاب ما یه دونه پانویس هم نداریم! جایی هم که مترجم اومده توضیح بده، تو متن در حد باز و بسته کردنِ پرانتز بوده. این به نظرم ارزش کار خودشو پایین می‌آره، با توجه به این که حس کردم در ترجمه وفاداری و امانت‌داری‌شو حفظ کرده. اما از طرفی با لحن هم مشکل داشتم. ازون جایی که بخش اعظم داستان حرفای هانا بود، تفکیک لحن اون با لحن شکسته‌ی داستان و راوی گاهی سخت می‌شد. گرچه با ایتالیک کردن تفریق قائل شده بودن. ولی به نظرم کافی نبود. واقعاً لزومی داشت عامیانه بشه؟ بگذریم از مشکلات ویرایشی- نگارشی زیادش.

سیزده دلیل برای... همه ویژگی‌های یه کتاب عامه‌پسندِ تینیجری رو داره. اما مشکلات هانا رو در حد روابطش نمی‌دونم. مشکل اصلی هانا شکست‌های متعدد در دوستی‌ها و علاقه‌مندی‌ها و موقعیت اجتماعی و خانوادگی‌ش نیست. چرا که موارد بسیار بدتر از هانا رو دیدیم که نه تنها خودکشی نکردن، بلکه ادامه دادن و بهتر هم زندگی کردن. مشکل اصلی هانا نداشتن معنی و هدفه! شما هیچ جای داستان نمی‌بینید هانا از علاقه‌مندی‌ها، اهداف و آرزوها، وضعیت درسی و چشم‌انداز آینده‌ش بگه. حداقل من که یادم نمی‌آد.

هانا دختر ضعیفیه. هرچقد هم راوی بالا بالا ببرتش، هرچقد هم هانا بگه برای خودکشی تردید و تعلل کرده. هانا دختر ضعیفیه، چون سعی نکرده خودشو بشناسه. ببینه اصلاً از زندگی‌ش چی می‌خواد. خودشو داده دست جریانات زندگی‌ش و بعد مرگش خِرِ بقیه رو گرفته که نذاره دیگه همچین بلاهایی سر دیگران بیاد. عزیزم شما خودت عرضه نداشتی تو زندگی‌ت یه هدف درست و درمون پیدا کنی که به زندگی‌ت معنا بده، که وقتی تحت فشار قرار گرفتی بدونی چیز دیگه‌ای ته سرت هست که زندگی رو بهت برگردونه. بعد انتظار داری بعد از مرگت پیام‌آورِ لطف و رحمت برای آیندگان بشی؟ ولُم کن. :))

هانا دیالوگ‌های فلسفی کم نداره. دیالوگ‌هایی که به یه دختر با اون سن و شرایط اصلاً جور درنمی‌آد! حالا گیریم خیلی باهوشه واقعاً. ولی این هوشش رو چرا برای ساختن زندگی‌ش استفاده نکرد؟ می‌دونم دارم خیلی بی‌رحم و شعاری حرف می‌زنم. ولی دیدم که می‌گم. بدتر از هانا دیدم و دیدم که به زندگی‌ش ادامه داده. نه یکی، سیزده تا. حالا سیزده رو عمداً گفتم. ولی شخصاً سیزده تا دلیل واسه خودکشی‌مو همین الآن هم دارم. همه‌مون داریم. چی باعث می‌شه زنده بمونیم؟

معنای زندگی و هدفی که می‌خوایم خودمونو وقفش کنیم. چیزی که هانا نداشت. قبول دارم یک سومِ پایانیِ کتاب، داستانو نجات داد و اگه همونم نبود من هیچ رقمه نمی‌تونستم هانا رو درک کنم، همذات‌پنداری کنم. اما باز هم کافی نمی‌بینم. باز هم سستی و بی‌توجهی خودشو می‌بینم. یه وقتی هست می‌بینیم طرف چقد خودشو به آب و آتیش می‌زنه آخرش، نمی‌شه. این بره خودکشی کنه محتمله. ولی هانا نیست. هانا خودشو به آدما سپرد و انتظار داشت یکی این وسط قهرمانش باشه. سعی نکرد قهرمان زندگی خودش باشه یا دست کم، کسی باشه که وضعشو تغییر می‌ده.

و پایان. پایان می‌تونست منو راضی کنه، مثل یک سومی که گفتم. ولی این پیام اخلاقیِ تهش بدجور خورد تو صورتم. لازم نبود اون‌قد واضح پای اسکای رو بکشه وسط و خیلی سینماتیک کلی بره دنبالش که نذاره مثل هانا خودکشی کنه یا هرچی. اگه در خلال داستان درست بهش می‌پرداخت، منِ مخاطب می‌فهمیدم قربانیِ بعدی می‌تونه کی باشه و دیگه حدس می‌زدم کلی با توجه به همه این تجربیاتش، می‌ره سراغ اون.

نقدمو دوست ندارم. خیلی پراکنده و غرغرانه شد. گودریدز خیلی خری، بار اولت نیست این‌طوری می‌کنی. :/ من خسته بودم این‌قد برام مهم بودی اومدم نقد بنویسم برات. :/ می‌خوای برم خودکشی کنم بعد کتاب بشم 8 میلیون نسخه بفروشم و به 40 زبون دنیا ترجمه شم؟ اینو می‌خوای لعنتی؟! :))

مشاهده لینک اصلی
جی اشرر اولین رمان @ Thirteen reasons Why @ قطعا یکی از آن کتاب هایی است که YA نام خوبی را به آنها می دهد. این یک کتاب است که مدت زیادی با شما باقی می ماند. موضوع موضوع قطعا آسان و راحت نیست. این داستان هانا، یک دختر نوجوان است که خودکشی می کند و پس از یک سری از نوارهای خطاب به افرادی که او بیشتر یا کمتر مسئول تصمیم خود برای پایان دادن به زندگی اش است، برگشته است. داستان از نقطه نظر Clay، همکلاسی های هاناها و یکی از افرادی است که او به نوارهایش می گوید. ما با نوار Clay که در مورد هانا یادآوری می کنیم گوش می دهیم و واکنش ها را به آگهی های هانا واگذار می کنیم. سفر تاریک است، همانطور که هاناها از نگرانی در حال حرکت به جایگاه جدید و اولویت عشق، سرخوردگی در کسانی که دوستش دارند، به از دست دادن اعتماد و حفظ حریم خصوصی، به ناامیدی در خود و در نهایت خود نهایی تخریب می شود. بسیاری تصور می کنند که تصمیم هاناها بی اساس است. من (هرچند من هرگز خودکشی را در نظر نگرفتم) او را فهمیدم. و در حقیقت، درست همانند Clay، متوجه شدم که هر گونه اقدام (و حتی بی عملی)، هر چند کوچک یا ناچیز آن است، عمیقا بر زندگی فرد تاثیر می گذارد و حتی ممکن است تبدیل به آن شدید شود. @ Format of the book بسیار هوشمندانه و تاثیر گذار است، با این حال من خودم در زمان های مختلف با تغییرات سریع بین هاناها و روایات خلسه آشنا شدم. در این موارد متوجه شدم که Clays POV را به سمت Hannahs منتقل می کنم. در غیر این صورت این یک رمان قابل توجه است که شایسته شناختن است. من کنجکاو هستم ببینم که نویسنده درباره آینده چه می نویسد.

مشاهده لینک اصلی
ویرایش شده - 5/9/17 فقط احساس نیاز به پایین آوردن امتیاز به دو ستاره از سه. دلیل اصلی من - این کتاب خیلی مشکل ساز است. قبل از تماشای تلویزیون، مسائل مربوط به این کتاب را قبل از تماشای نمایش تلویزیونی مشغول کرده بودم، اما زمانی که تماشا کردم، من می توانستم ببینم که چقدر منفی بود. خودکشی یک موضوع بسیار جدی است و به این دلایل که او اشاره کرد، او می دانست که چه تاثیری بر افراد دیگر خواهد گذاشت. و در طرف او بی رحم بود. من می توانم در مورد این کتاب و مسائل بی پایان که من دارم، ادامه دهم، اما من معتقدم. من فقط احساس نمی کنم که این کتاب هر گونه پیام مثبت را ارائه می دهد و این موضوع حداقل در یک موضوع وجود دارد. بررسی اصلی - من کاملا می توانم ببینم که چرا این داستان بسیار بزرگ شده است و اکنون به یک نمایش تبدیل شده است. در حالی که از طریق بررسی همه چیز پیمایش می کردم دیدم که اکثر آنها امتیازات بالا را به آنها داده اند. من ممکن است کاملا با داستان موافق نباشید، که از رتبه بندی سه ستاره من مشهود است، اما من هنوز آن را یک کتاب بسیار مهم می دانم. تنها موضوعی که داشتم این بود که این داستان واقعا خودکشی را توجیه نمی کند. این یک کتاب بسیار شدید است که در مورد مسائل جدی بحث می کند اما مهمتر از همه: خودکشی است. داستان شروع می شود پس از هانا خودکشی می کند، و نوار کاست با سیزده دلیل که چرا او زندگی خود را به پایان رسید. و در حالی که من فکر می کنم پیام این کتاب می گوید بسیار مهم است و باید همه آنها را بخواند، حتی یک عمل کوچک شما می تواند تاثیر عمده ای بر زندگی دیگران داشته باشد، هنوز هم احساس سردرگمی می کنم و نمی توانم با دلایل هانا کاملا موافق باشم. ممکن است فکر کنید چطور چنین اقدام کوچکی را به سمت پایان دادن به زندگی او سوق دادید، اما به درد و مبارزاتی که در آن زمان گذشت، اضافه شد. من این کتاب را حدود دو سال داشتم اما اغلب اوقات از آن اجتناب کردم چون موضوع به نظر من خیلی سنگین بود. اما وقتی متوجه شدم که این نمایش به نمایش درآمده، کتاب دوباره به من توجه کرد و من بالاخره آن را برداشتم. من قبلا میدانستم که این کتاب با خودکشی روبرو است، اما همچنین موضوعاتی مانند قلدری و تجاوز را در بر میگیرد. در حالی که من نمیتوانستم ذهنم را در مورد خودکشی بچرخانم، متوجه شدم که چه فیلمهایی هر چه میخواهند بگویم. این نشان می دهد که چگونه یک شخص می تواند بی رحمانه باشد، تا جایی که آنها فقط برای آسیب رساندن به کسی بدون فکر کردن به نتیجه می روند. داستان Hannahs همان راه را شروع کرد، یک اقدام کوچک، یک چیز که باید شوخی باشد، تمام آن را آغاز کرد. همانطور که ما از طریق داستان پیشرفت می کنیم، شخصیت هایی هستند که در داستان هاناها ذکر شده اند، و چیزهایی که آنها به معنای واقعی کلمه من را خشمگین کرده بودند، به این معنی است که چقدر فرد میتواند به آن برسد. ما اغلب درباره تجاوز جنسی و زورگویی که به دختران و پسران اتفاق می افتد، و چگونگی وحشتناکی آن را می خوانیم. این کتاب صحنه های بسیاری دارد که فقط برای خواندن بسیار وحشتناک است. من بعضی از کتاب هایی را که موضوعات مربوط به خودکشی را می گذارم خوانده ام، اما بیشتر آنها نوشته شده است به طوری که به شما امید می دهد، اما من فکر نمی کنم می توانم برای این داستان هم همین را بگویم. همه ما می دانیم که شخصیت اصلی در حال حاضر مرده است، و نوارها همه فریبنده ها هستند، اما چیزی که این داستان را برجسته می کند این است که آن احساسات هانا، روابطش با همه دانش آموزان و افراد اطرافش را نشان می دهد و چگونه آنها زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. من فقط فکر می کنم که خودکشی هانا، که طرح اصلی بود، به درستی مورد بحث قرار نگرفت. منظورم این است که او می دانست که چگونه بدبینی به زندگی او آسیب می رساند، چگونه همه افرادی که عمدا (یا بعضی ها به طور ناخواسته) به او آسیب می رسانند، بنابراین من نمی دانستم که او در نوارهایش چه کاری انجام داده است. من می دانم که این یک معامله بزرگ برای او بود، اما اگر کسی به کسی بگوید که یک فرد کشته شده است؛ زیرا شما چند یادداشت را از کیسه خود گرفته اید و مسئولیت آن را دارید، نمی دانید چه تاثیری بر آن فرد دارد. من از هیچیک از کاراکترها دفاع نمی کنم، زیرا بعضی از آنها باید مجازات شوند و حتی این تحقق از طریق نوارها به اندازه کافی نیست. اما من فقط می گویم که سوگند کشیدن کسی برای خودکشی یک چیز بسیار بزرگ است، بنابراین هنگامی که من در مورد آن فکر کردم، کمی اشتباه گرفتم. اما بیشتر از همه، به شما یادآوری می کند که اگر کسی کسی را احساس کند که احساس می کند یا حتی به نظر می رسد بیت خاموش، شما باید به آنها دسترسی داشته باشید، مهم نیست چه.

مشاهده لینک اصلی
این بازنگری ممکن است حاوی اسپویلرها باشد\n@ من حدس می زنم این نقطه تمام این. هیچکس نمی داند چقدر تأثیری بر زندگی دیگران دارد. گاهی اوقات ما هیچ سرنخی نداریم. با این حال ما آن را فقط یک بار فشار می دهیم @ این یکی از آن * من شما را دوست دارم اما من از شما متنفر نیستم * نوع کتاب. با سبک نوشتن شروع می کنیم. Italic for tapes و Normal برای واکنش های خاک رس. دافا؟ من بعضی از مقالات را در مورد Kindle خواندم، تقریبا کور شدم و سعی داشتم آن را بخوانم (freaking sucks)، نمی توانستم بگویم که صحبت کردن بود. کاغذ دیواری بسیار بهتر بود. در حال حاضر شخصیت های، OH خنده من خدا. خاک رس چنین ملکهی درام بود. من در ترس زندگی کردم که کسی می خواهد به آن نوار گوش دهد. او همه جا را برد. او عجیب و غریب، کمی تند و ترسناک بود. او طول می کشد لنگ طولانی برای پایان دادن به نوار. من متنفر بودم که او پارانویید بود. و به طور مداوم از این سؤالات پرسیدند آیا آنها به من نگاه می کنند؟ آیا آنها می دانند چه خبر است؟ DUUUUE فقط نوار در اتاق خود را پایان دهید و با آن کار کنید. اما من حدس می زنم که «اثر هذیانی» نویسنده معتبر است. داستان این نوجوان Clay Jensen پس از دریافت جعبه کفش با 7 نوار در داخل است. هر نوار دارای دو طرف A و B است. هر طرف یک دلیل / داستان در مورد زندگی هاناها و آنچه که او در دبیرستان گذرانده است. هانا بیکر در آن نوارها توضیح داد که چرا او خود را کشته است. من واقعا فکر می کنم این خلاق و جدید بود. من هرگز چنین چیزی خواندم. اما دلایلی که هانا (به نظر من) داد، به اندازه کافی برای او نبود که زندگی خود را بگیرد. من آن را دریافت کردم دبیرستان SHIT و همه است. اما به طور جدی؟ در حال مرگ بود و هرگز راه حل نخواهد بود. اجازه می دهد در مورد برخی از قلدر ها هانا در نوار او mentonned صحبت کنید. به عنوان مثال، زاک دمپسی، همه او انجام شده است برخی از یادداشت ها و پیام های کوچک از جعبه Hannahs سرقت، و او در لیست او به عنوان یک قلدر و بی رحمانه به پایان رسید. در این کتاب بسیاری از چیزها وجود دارد که برای سلیقه های من بسیار جالب بود. همان چیزی که با Alex Standall بود، او لیستی از شخصیت های داغ نوشت و هر کسی که نیست. هانا بهترین الاغ را در دبیرستان گرفت و او کل کتاب را در مورد آن گریه کرد. من متاسفم اما برخی دلایل ساده و احمقانه و حتی ارزش آن نیست. دو نوار آخر آنهایی بودند که من را شکستند. من خواندن را متوقف کردم و فقط گریه کردم. زندگی او به نوبه خود از بد به بدتر شدن به جهنم رسید. دختر ضعیف شکست خورد. من احساس می کنم واقعا برای او بد است، من آرزو می کنم او به دنبال کمک روانی (و نه این که مشاور اندک راهنمایی آقای پاتر) به جای خودکشی. برای افرادی که این کتاب را خوانده اند، من متاسفم برای همه افرادی که این کتاب را خوانده اند، اگر کتابی را باور نکردید، به عنوان نمایش تلویزیونی مانند این نیست. Netflix سری را خوب انجام می دهند، اما من بسیاری از صحنه های بیش از حد تاریک پیدا کردم. و من در صحنه انتحاری گرافیک در پایان 13 دلیل به وجود آمد. بله، من قطعا کابوس را برای یک هفته یا بیشتر خواهم داشت. او قرص ها را گرفت. نه مچ دستش را به خاطر فریزر شل کرد.

مشاهده لینک اصلی
من هزار چیز را در مورد این داستان می گویم و در عین حال من هیچ نظری ندارم که چه بگویم این امکان وجود دارد؟ بیایید شروع آسان، خاک رس، مودب، جوانمرد، راست، دوست داشتنی، نقطه فروش بزرگ از کتاب است که یک راوی به عنوان او © L، واقعا به من احساس تاریخ از پوست شما، از درد و رنج خود، خشم و شیفته به دانستن چرا؟ مسئله خودکشی کاملا ظریف است که برای درمان بسیاری از مردم فکر می کنم آنها می توانند حساسیت نور در این داستان نیز ممکن است پیدا کردن و یا اینجا © تفسیر آن را در هر راه اشتباه است، برای من،Por سیزده دلایل @ یک سلاح است دو لبه، آن یک کتاب است که باید با بسیار ظریف بالغ، معقول یا orientación.Soy بسیار آگاه باشید که افسردگی یک ذهن مشکل بسیار جدی است، و این که هر ساده یا با وضعیت تک است که به نظر می رسد به خواندن است مردم، می تواند یک ماشه برای برخی از مردم، با این حال احساس می کنم که هانا equivocó کارکنان نظر من به وضوح است، اما من فکر می کنم هانا buscó کمک نمی کند، من فکر می کنم من منتظر بود برای مردم به رویکرد دانستن تی ODO که او چه TENAA جادویی سر، زیرا همانطور که می تواند مردم را او انجام داد که هر کس permitÃa acercarse.Creo در برخی از نقطه در زندگی از خرید دچار و یا ساخته شده اند خرید شخص دیگری خواندن، بلکه © N من مطمئن هستم که شما در غلبه بر این که ما از دست رفته که ما متوقف نشده اند را تحت تاثیر قرار، ما مجاز نیست آن را به زندگی ما تاثیر می گذارد، همچنین در طرف مقابل، من فکر می کنم که بیشتر می سازد خرید حتی بدون آن تحقق، ما همه ساخته ام شما احساس بد شخص دیگری و اغلب بدون intensión، چند بار ما شنیده اند و یا به صدمه زدن به احساسات یک amigo.Creo که این داستان باید بسیار جدی گرفته شود، تجزیه و تحلیل هر یک از شخصیت بسیار خوب، پس آن اتفاق می افتد هر شخصیت، که تا به آن منجر به مانند، که تبدیل به یکی از 13 دلیل برای هانا می شود، بلکه © N فکر می کنم هانا interiorizó بسیاری از چیزهایی که debió اجازه رفتن، احساس می کنید که هانا درام بیش از حد، من احساس می کنم که exageró با reac به تمام شرایطی که او در داستانش توضیح می دهد. چشم! من از چیزهایی که ما به هر کسی صرف، البته afectarÃan کم اهمیت جلوه نکرده است، کلید خداوند به شما به عنوان اجازه دهید که شما را تحت تاثیر انجام برای تقابل با. من امیدوارم که این داستان را همه کسانی که به آن نیاز دارید، به کسانی که در خودشان قفل شده برسد، به طوری که آنها می دانند این است که آنقدر جدی نیست، که همیشه افرادی هستند که اهمیت می دهند، افرادی که مراقبت و افرادی که می خواهید برای کمک به وجود دارد، شما فقط باید با افراد مناسب احاطه داشته باشید، به دنبال افراد مناسب باشید.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب سیزده دلیل برای این که


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #داستان درام - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات میلکان - #جی اشر - #فرمهر امیردوست
کتاب های مرتبط با - کتاب سیزده دلیل برای این که


 کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آن ها
 کتاب میوه های زمین
 کتاب بخت پریشان
 کتاب بار هستی
 کتاب تراژدی آمریکایی
 کتاب خانه درختی 26 طبقه