کتاب شهربانو

اثر سوزان فیشر استیپلز از انتشارات نشر چشمه - مترجم: سوسن ضیاء-معروف ترین رمان ها

با استفاده از زمان کنونی و صدای خود Shabanu، این اولین رمان پر زرق و برق، خواننده را، با شگفتی شگفت آور، به زندگی و ذهن دختر پاکستانی شجاع، هوشمند پاک می کند. زندگی شاداب و بی رحمانه به Shabanu جوان قدرتمند است که خانه آن کویر پاکستان پاکستان است. دختر دوم در یک خانواده بدون پسران، او اجازه داده شده است که آزادی های بیشتر دختران مسلمان را ممنوع کند. اما هنگامی که یک برخورد تراژیک با یک مالک زمیندار قدرتمند و قدرتمند، برنامه های ازدواج خواهر بزرگترش را خراب می کند، شابانو از هر چیزی که از آن رویای خواسته شده است، فدا می شود. آیا او باید آنچه را که لازم است برای احترام به خانواده اش احترام بگذارد - یا به قلب خود گوش فرا دهد؟


خرید کتاب شهربانو
جستجوی کتاب شهربانو در گودریدز

معرفی کتاب شهربانو از نگاه کاربران
من مجبور بودم این کتاب را برای مدرسه در کلاس ششم بخوانم و این خیلی ناراحت کننده است. برای زندگی زخمی شدم این یک کتاب واقع گرایانه اما بسیار افسرده است، و من واقعا سبک نوشتن و شخصیت ها را دوست نداشتم. و آن یکی از آن انتهایی است که احساس می کند احساس زندگی را بی معنی می کند. من این را توصیه نمی کنم.

مشاهده لینک اصلی
Phulan، زیبایی شما عالی است. اما زیبایی فقط بخشی از یک مرد است و آن فقط برای مدت طولانی. برخی از خود را پنهان نگه دارید شما می توانید عشق و ستایش را بر او و کار سخت توسط طرف او ... اما راز حفظ زیبایی درونی خود، اسرار روح خود، قفل شده در قلب خود را به طوری که او همیشه باید برای شما برای آن است. @ â € \"Sharma، Shabanu: دختر از باد، ص. 217 شما می توانید سوزان فیش اسپیلز را به لیست نویسندگان اضافه کنید که من آنها را کاملا دوست دارم. سبک او بزرگ و بزرگ است، آرام است زمانی که تن مورد نیاز است، اما قادر به تبدیل یک سکه و بسیار شدید، نیز در فضای شگفت آور کوتاه است. زمان هایی در Shabanu وجود داشت: دختر باد که آغاز یک پاراگراف به نظر می رسید کاملا بی رحم و آرام بود، اما با این پاراگراف ها هرج و مرج شکسته شد، و Shabanus جدی و به شدت سازمان یافته جهان نابود شد. سوزان فیش استپلز با تمسخر و احترام کامل به شخصیت های پاکستانی خود می نویسد و رفتار خود را با استانداردهای فرهنگی آمریکا حفظ نمی کند، بلکه به رسمیت شناختن اینکه شیوه زندگی جامعه در خاورمیانه بسیار متفاوت است. هیچ نظری از قضاوت در مورد اقدامات شخصیت ها وجود ندارد، حتی زمانی که این اقدامات توسط حساسیت های آمریکایی بی رحمانه، بی رحمانه و یا آشکارا ظالمانه به نظر می رسد. ممكن است دشوار نباشند، وضعیت شخصیتی مصداقی و عدم كنترل واقعی زندگی خود را كه بلرزدایی پاكستانیها در این كتاب نسبت به همتایان مرد خود تحمل كند، ممكن است سخت بیافتد، اما من فکر میكنم كه همه ما میتوانیم شناسایی كنیم تا حدودی تحت کنترل و سوء رفتار قرار می گیرند، و این همدردی به ما اجازه می دهد تا به شخصیت های نزدیک تر نزدیک شویم و احساسات خود را نسبت به فرهنگ دقیق مسلمان که در آن زندگی می کنیم را درک کنیم. صرفنظر از تفاوت های گسترده بین زندگی آمریکایی و مسلمانان پاکستانی که شانابا عضو آن از زمان تولد است، متوجه شدم که این کتاب عمیقا در روح من اثر گذاشته است، انشعابات شیرین آن حتی بعد از تبدیل آخرین صفحه، من خیلی عجیب با Shabanu مشترک هستم. این زندگی می تواند بدون توجه به جایی که فرد متولد شده باشد، هر کسی انتظارات خود را برای شما در نظر می گیرد در حالیکه تلاش می کند با جایی که فکر می کنید قلب خود را به شما تلفن می کند، دور بمانید و زمان هایی است که فشارهای خارجی در آن به شما فشار می آورند قبل از اینکه شما حتی فرصتی برای پیدا کردن آنچه که واقعا می خواهید، اشتباه است. زندگی شابن تقریبا به دنبال راه نادرست است، در فرهنگی که انتظار می رود از او به زمانی که او به سن سیزده سالگی، ازدواج می کند، و قصد ندارد که از انتخاب نامزد برای او سقوط کند. این یک چیز سخت است که توسط جامعه فقط برای بهره وری از بدن آنها ارزشمند است، دنباله روی شادی خود را کنار گذاشت به عنوان چیزی که باید بیش از یک فکر پس از آن است. با این حال، این فرهنگی است که Shabani زندگی می کند، یک پارادایم است که بسیاری از ما می توانیم به حداقل بخشی از زندگی خودمان پی ببریم، و تنها کاری که می توانیم انجام دهیم، اما در فرهنگ کار می کنیم و سعی خواهیم کرد رویاهای و خوشبختی در چارچوب آن باشیم. تعجب آور است، مکان هایی که در آن پایان خوش است. اگرچه او تنها یازده ساله است و خواهر بزرگترش Phulan سیزده ساله، Shabanu (تلفظ @ شاه بن noo @) تقریبا در مرحله زندگی است، زمانی که یک دختر در فرهنگ خود برنامه ریزی جدی برای روز عروسی خود را آغاز می کند. فالان پیش از این برای چند ماه آینده ازدواج کرده است و همسرش Shabanus خود را مدتها قبل انتخاب شده است: او برادر کوچکتر از هفده ساله است که با Phulan ازدواج می کند و Shabanu تعجب می کند که چطور به نظر می رسد. همه چیزهایی که او از سالها پیش از او دیده بود یادآوری می کند این است که او یک پسر با گوش های خنده دار است که از زیر کلاه خود بیرون می آید، مثل اینکه تا به حال به آنها نرسیده است. این پسر اکنون پانزده ساله است و مطمئنا بلندتر و قویتر شده است، اما سرنوشت آینده Shabanus در نهایت به بدن او تبدیل شده است، یا آیا او همچنان ناتوانهای بدنی را که سالهای پیشین او را مشخص کرده است، میبیند؟ زندگی در کویر چالستان می تواند خسته کننده و بسیار ناعادلانه باشد، همانطور که در یک خانواده مسلم مسلمان رشد می کند که هرگز شاباو را از دست نمی دهد (حتی اگر پدر و مادر او در مقایسه با بسیاری از خانواده های مسلمان نسبتا مطلوب باشند)، اما Shabanu می آموزد که با محدودیت های شدید اطراف او و شکوفه با این وجود زندگی می کنند. پس از همه، زندگی دختر 11 ساله در پاکستان جدی نیست. Shabanu فرصتی برای بازی و گرفتن حیوانات فامیل را در سفرهای کوتاه فراهم می کند، و هر دو خود را به عنوان مجوز آب و هوای بی ثباتی اجرا می کند. حتی Phulan گاهی اوقات مجاز به پیوستن به Shabanu است، هر چند Phulan در حال حاضر یک زن جوان در حال رشد است و دیگر کودک نیست که نیاز به فحش و بازی داشته باشد تا خوشحال باشد. با این وجود، زمانی که Shabanu و Phulan شتر خود را به حال خود رانندگی می کنند، آنها در نهایت با مشکل جدی روبرو می شوند و یا نادیده گرفته می شوند، مشکلاتی که می تواند تمام تهیه های دقیق ل ...

مشاهده لینک اصلی
یک تصویر صادقانه از زندگی یک دختر جوان عشایری در پاکستان. سنت ها و درگیری های عاطفی روشنگری هستند. با این حال، برخی از توصیف های این تنظیم برای چشم من خیلی دقیق بود، دانستن فرهنگ خوب؛ اما برای هر خواننده ای که با محیط آشنا نیست، عجیب و غریب است. دلهره آور آن، بلکه یک ضرب و شتم مثبت به آن است، به عنوان یک دختر جوان آماده خود را برای ورود به یک ازدواج اجباری آماده می کند. میخواد عاقبت بخونم: هاولی.

مشاهده لینک اصلی
من بسیار علاقه مند به ادیان و فرهنگ های مختلف هستم، چرا که من تصمیم گرفتم این کتاب را بخوانم، آن هم در مورد یک دختر مسلمان. من واقعا مطمئن نیستم که من از آن انتظار داشتم، اما آن را به پایان رسید تا کمی متفاوت از من فکر کردم، من فکر می کنم. این یک داستان در حال آمدن است که گاهی کمی آرام گشت اما به طور کلی لذت بخش بود و دیدگاه های فرهنگ بسیار جالب بود. من فکر می کنم قسمت مورد علاقه من این کتاب پایان بود. من قصد دارم آن را کمتر از 4 ستاره ارزیابی کنم، اما بعد Shabanu تصمیم نهایی خود را گرفت. او تغییر کرد، او بزرگ شد، و او تبدیل به نوع شخص Id بود که مایل بود او تبدیل شدن به تمام وقت من خواندن بود، و آن را فقط به من با این احساس خوب گرم من گذاشت. ما برنامه ریزی در خواندن کتاب های دوم و سوم - من فقط احساس نمی کنم که من نیاز دارم اتاق پایان برای یک سری، بله، اما آن را نیز به طوری که من راضی به پایان رسید؛ احساس کردم نتیجه گرفتم، و من با آن خوشحال شدم. من این را کمی دیر بررسی می کنم، بنابراین حافظه من ممکن است به من صحیح خدمت نکند، اما من فکر می کنم شکایت اصلی من در مورد این کتاب فقط به نظر می رسید که به آرامی به من حرکت می کند. به نظر می رسد که خط قرمز خيلی متفاوت بود، اما با توجه به سبک و اخلاق داستان کار می کرد. این فقط کتاب فانتزی معمولی سحر و جادو من نبود، و من در زمان کمی خسته بودم. اما این لحظات کوچک بود و من از این کتاب لذت بردم. من چند چیز در مورد فرهنگ اسلامی به من آموختم (البته البته شخصا دوست داشتم بیشتر ببینم) و من واقعا شاباو را دوست داشتم و چطور در طول داستان رشد کرد.

مشاهده لینک اصلی
هفته 7 این زمان چندین بار به من رسید. در ابتدا، به جای داستان یکپارچه، بسیار متلاشی شده و پر از نقاشی بود. هنگامی که آنها در نهایت به داستان رسیدند، این موضوع عمدتا دشوار بود، زیرا در اینجا این روشن و هوشمندانه بود و امیدوار بود که دختر 11 ساله به یک مرد 50 ساله ای که با او دوست بود، به عنوان همسر چهارمش به فروش برسد، خواهر می تواند از مرد Shabanu در اصل ازدواج کرده بود ازدواج کند. در آن لحظه، حتی سالها هم نبود، زیرا این فرهنگ بود، اما زمانی که فوبان، خواهر 13 ساله اش، برای این زندگی ثروت مناسب بود، باید Shabanu قربانی شود. آه و سپس آنها یک فصل عاقبت در پشت داشتند، جایی که واقعیت ها در این کتاب بیان شده تغییر یافتند! آنها همچنان می گویند Shabanu جوان ترین زن 20 ساله خواهد بود. اما در عاقبت، تنها 8 سال است. آنها همچنین می گویند که رحیم در حال حاضر هفت پسر دارد، اما در ادامه، سه فرزند چهار فرزندش مرد جوان بودند و آخرین ضعیف است و احتمالا می میرند. خدایا، می دانم قوم من، خانم! که من را به شدت آزار می دهد. (همچنین عاقبت به نظر می رسد در شخص سوم، به عنوان مخالف برای اولین بار، و بسیار بسیار ناگهانی نوشته شده است. به نظر می رسد دنبال پیروزی نیست)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شهربانو


 کتاب روزی که زندگی کردن را آموختم
 کتاب ببر رها می شود
 کتاب همیشه با من بمان
 کتاب استخوان های دوست داشتنی
 کتاب داستان کریسمس اوگی رن
 کتاب موسیقی شب