کتاب مرد اول

اثر آلبر کامو از انتشارات جامی - مترجم: محمود بهفروزی-معروف ترین رمان ها

کامو به داستان ژاک کرمری، پسر، زندگی می کند که بسیار شبیه به خودش است. کامو احزاب، صداها و بافت های دوران کودکی را که فقر و مرگ پدران را در بر می گیرد، با زیبایی طلب آمیز الجزایر و دلبستگی پسران به مادر مادری ناشنوا، به ارمغان می آورد. منتشر شده سی و پنج سال پس از کشف آن در میان خراب شدن تصادف ماشین که کامو را کشته بود، اولین مرد نتیجه گیری درخشان از زندگی و کار یکی از بزرگترین رماننویسان قرن بیست و یکم است. دختر کامو، کاترین کامو، بعدا دستنوشته دست نویس را به نوع مطبوعات فرستاد.


خرید کتاب مرد اول
جستجوی کتاب مرد اول در گودریدز

معرفی کتاب مرد اول از نگاه کاربران
این داستان نیمه‌کاره آخرین اثر آلبر کامو است که مرگ، به نویسنده فرصت نداده آن را به فرجام برساند. ظاهراً این اثر زندگی‌نامه‌ی خودنوشت نویسنده نیز هست و بر روایت‌های آن، رنگی از واقعیت نمایان است. ماجراهای این داستان دربرگیرنده‌ی زندگی شخصیت اصلی آن،‌ ژاک کورمری، است از ابتدای تولد تا چهل‌سالگی؛ منتها بخش عمده‌ی آن‌چه کامو مجال نوشتنش را یافته، به دوران کودکی و نوجوانی و تجربه‌های آن برمی‌گردد؛ به‌ویژه روی‌دادهایی که در محیط مدرسه و جمع دوستان برای او رخ می‌دهد. در سرتاسر این داستان، در خلال هر چیزی که روایت می‌شود، مایه‌ای از رنج و ملال ذاتیِ انسان را در زندگی‌کردن در این دنیا می‌توان به‌روشنی دید. به‌واقع، آن‌چه از فقر و ناداشتی و زندگی پرمشقت‌وملال خانواده‌ی کورمری در این اثر نقل شده و نیز رویارویی اعضای خانواده و به‌خصوص شخصیت اصلی با تنهایی و مرگ و بیماری و جنگ، همگی حاکی از دغدغه‌های اگزیستانسیالیستی نویسنده است. به‌دیگرسخن، راوی کوشیده است رنج‌ها و اندوه‌های سرشتین زندگی را بیش از خوشی‌های گذرا و ناپایای آن برجسته کند و ازاین‌ره‌گذر، دشواری زیستن در این جهان رنج‌زا را به مخاطب گوش‌زد کند. روایت اصلی راوی از زندگانی ژاک کورمری هم درحقیقت مواجهه‌ی پله‌پله‌ی کودک با این‌گونه دردها و رنج‌ها است که از خلال توصیف‌های ریزنگارانه و موبه‌موی تجربه‌ها از کودکی تا بزرگ‌سالی، به مخاطب منتقل می‌شود. به‌نظر می‌رسد ژاک کورمری همواره با پرسشی بنیادی درباب معنای زندگی روبه‌رو است و از این گذرانِ فرساینده‌ی روزگار، می‌خواهد معنایی را بیرون بکشد؛ اما درنهایت، سرگشته و ناکام می‌ماند و پاسخی درخور پیدا نمی‌کند. خوشی‌ها و شادمانی‌ها نیز به‌شکلی دردآور، ناپای‌دار و گذرنده‌اند و او را می‌رنجانند:
«احساس می‌کرد که زندگی و جوانی و همه‌ی هستی از او می‌گریزند؛ بی‌آن‌که بتواند چیزی را از میان آن‌ها نگه دارد.» (۲۹۳)
«دلش می‌خواست فرار کند؛ به جایی فرار کند که در آن، هیچ‌کس نه پیر شود، نه بمیرد؛ به جایی که زیبایی تباه‌نشدنی باشد، زندگی همواره وحشی و پرجوش باشد و چنین جایی وجود نداشت.» (همان جا)
ازآن‌جاکه نویسنده فرصت نیافته اثرش را سروسامان دهد، داستان‌گونگی به‌معنای تکنیکی در این کتاب وجود ندارد و می‌توان گفت این اثر سربه‌سر روایت‌هایی پراکنده و کمابیش بی‌انسجام است از زندگی شخصیت اصلی با تکیه بر توصیف‌های مفصل و طولانی. بااین‌همه، روایت‌های نقل‌شده چندان خالی از زیبایی نیست و به‌راستی بخش‌های درخشان و قوی در آن فراوان به‌چشم می‌خورد. به‌طور کلی، این داستان بیش از آن‌که واقعیت‌محور باشد و حوادث در آن نقشی پررنگ داشته باشد، توصیف‌محور است؛ توصیف‌هایی غالباً قوی و جانانه از روی‌دادهای ریز و درشت روزمره. کامو با برگزیدن این عنوان، «آدم اول»، به‌نوعی کوشیده است تا تجربه‌ها و روی‌دادهای وصف‌شده در این اثر را به دیگر انسان‌ها تعمیم دهد و به‌بیان دیگر، سرگذشت نوع انسان را روایت کند؛ آدمی که «ناگزیر است خود را هم‌چون آدم ابوالبشر دست‌تنها و بی‌پدر پرورش دهد و ناگزیر است دست‌تنها یاد بگیرد، دست‌تنها بزرگ شود، با زور، با قدرت، دست‌تنها اخلاقیات و حقیقت خود را بیابد تا این‌که سرانجام به‌صورت آدم به‌دنیا آید».
ترجمه‌ی بی‌نظیر منوچهر بدیعی قطعاً در لذت‌بخشی خواندن این کتاب دخیل بوده است.


مشاهده لینک اصلی
این کتاب آخرین اثر آلبر کاموست که بدلیل مرگش ناتمام موند ولی خواهرش به هرصورتی که بود اونو چاپ کرد بعد مرگ کامو،و اینکه در واقع این کتاب خود زندگی نویسندس از بچگی تا سن چهل سالگی که دوران کودکی و نوجوانیش رو خودش نوشته و از اونجا به بعد خواهرش اونو تکمیل کرده از طریق دست نوشته هایی که بعد مرگ کامو پیداکرده و قسمتی از این دست نوشته ها و نامه ها نیز آخر کتاب اورده شده و واقعا کتاب خوبیه و باز همون تقکرش رو دوباره کامو اومده صحبت کرده ولی اینبار زندگی خودشو توضیح داده و نوشته که چطور میشه فقیر بود ولی به پولدارشدن فکر کرد، چطور میشه هیچی نداشت و دونست که زندگی پوچه ولی باز با امید زندگی کرد و دنبال آرزوها رفت و با اینکه میدونی زندگی پوچه .و من همین تفکر رو دوست دارم که آلبرکامو با وجود اینکه میگه انسان باوجود فقیر بودن نیز میشه به پولدار شدن فکر کرد و دنبالش رفت با اینکه باز بدونی زندگی هیچه . واگه این قسمتو نفهمیدین مشکلی نیس چون فهمش سخته:)).... داستان کتاب هم روی همین فقر و این چیزا مانور داده میشه و روایت کلی همم اینه که ژاک پدرش رو تو کودکی از دست میده که پدرش ۲۹ سالگی میمیره و درحالی که این بچه پدرشو نشناخته میمیره و وقتی به سن ۴۰ سالگی میرسه و سر قبر پدرش میره که از خودش کوچکتره احساس عحیبی بهش دست میده و یجوری میشه و در ادامه همه تلاش و تقلاش اینه که یاد بگیره و بیاموزه و دوباره متولد بشه و چیزایی درمورد زندگی بدونه و هم چنین در مورد پدرش و اینکه این چیزارو در اخر هم یاد میگیره از طریق معلمش و مادربزرگش و بیشتر معملش که به اون درسا و نکات زیادی یاد میده . تو کتاب هم جمله های و پاراگراف هایی کمی نیستند که نشه ازشون لذت نبرد و پیشنهاد من اینه که فقط شاید از ص ۱۰۰ تا ۲۰۰ براتون کسل کننده باشه ولی تااخرش برین چون از اینجا به بعده که بعد مقدمه چینی و توضیحات اولیه فلسفه بافی کامو شروع کیشه و تفاسیرش از هویتش و فقرش و زندگی و دوست داشتن و این حرفا. بخونید لذت میبرید کتاب خوبیه.۵ ندادم بخاطر اینکه گفتم صد صفحه از کتاب و اون توضیحات اولش کمی کسل کننده است و خسته میکنه ادمو...، ولی درکل میشه تو لیست کتابای خوبی که خوندم قرارش بدم و در اخر اینم بگم بعضی صفحه هارو واقعا باید چندین بار بخونید تا متوجه بشین کامو چی میگه:)))..النم دارم میرم سراغ کتاب بعدی کامو که اولین اثرش هم هست:)..کامو خوندن لذت بخشه درحالی که شاید بعضیا بگن افسردت میکنه ولی بنظرم چنین نیست و برعکس باعث میشه در اوج مشکلات هم به خوشبختی فکر کرد و به زندگی ارزش بخشید:)

مشاهده لینک اصلی
بعضی از نقل قول های مورد علاقه من: «افرادی هستند که جهان را تشریح می کنند، که فقط با حضور خود به دیگران زندگی می کنند.» (35). «من خالی وحشتناک در من است، بی تفاوتی که صدمه می زند» (36). â € œâ € | وابستگی و ضرورت باقی می ماند، و این است که دور از شبیه عشق (222) نیست. - \"پسر، بی نهایت، او را در سایه ها با یک توده در گلو او را تماشا، خیره شدن به او خم شده (228)، پر از اضطراب مبهم در مواجهه با ناسازگاری (228) .- او او را در آغوش گرفت و پس از آنکه او را ترک کرد، به او نگاه کرد و دوباره او را در آغوش گرفت و او را بوسید یک بار دیگر، به نظر می رسد که او در تمام عالقه ای که او داشت یا می توانست بیان کند و متوجه شد که یکی از معیارها هنوز هم از بین رفته است (55-6) .- «این برای تسلط بر زمین یا امتیاز ثروت نبود لذت بردن از این ناسیونالیست های غیر منتظره با ملی گرایان دیگر مخالفت می کردند: این امر به معرفت ارباب رجوع (257) بود. € œ برای شروع، حافظه فقرا مردم کمتر از ثروتمندان تغذیه می شود؛ مکان های کمتری در فضا وجود دارد زیرا آنها به ندرت محل زندگی خود را ترک می کنند و نقاط مرجع کمتری در طول زندگی خود دارند که خاکستری و بی نظیر هستند. مطمئنا خاطره ای از قلب وجود دارد که می گویند دقیق ترین نوع آن است، اما قلب از غم و اندوه خسته می شود، آن را فراتر از وزن خستگی زودتر فراموش می کند. - یادآوری چیزهایی که گذشته فقط برای ثروتمندان است. برای فقرا فقط علامت ضعیف در مسیر مرگ را نشان می دهد. و علاوه بر این، به منظور خرسندی، باید بیش از حد به یاد نیاوریم، بلکه باید نزدیک روز گذر، ساعت به ساعت، € | € (bold bold، 80) باشد. - \"هیچ کس نمیتواند درد را تصور کند\". آنها به افرادی احترام می گذارند که کارهای عالی انجام می دهند. اما آنها باید حتی بیشتر از کسانی که، به رغم آنچه که هستند، توانستند خود را از بدرفتاری با جنایات دور نگه دارند. بله، به من احترام بگذارید. \"(295) .- وقتی روح به شدت رنج می برد، طعم و مزه ای برای بدبختی به وجود می آید.\" (296) .- \"کسانی که عشق را بوجود می آورند، حتی اگر نا امید شوند، شاهزاده هایی هستند که جهان را ارزشمند می دانند (298).

مشاهده لینک اصلی
من از هر کلمه ای از این کتاب لذت بردم. این است که باید به طرفداران کامو بخواند!

مشاهده لینک اصلی
خواندن این آخرین @ First Man @ (1995) @ منتشر شده سی و پنج سال پس از کشف آن در میان خرابی تصادف اتومبیل که نویسنده آن @ (پشت جلد) را کشته است البته به دلیل داستان ظاهرا ناتمام آن ناامید کننده است. علاوه بر این، برخی از پانویسهای سخاوتمندانه آن به طور کامل روشن نشده است، من فکر می کنم خوانندگان آن به قدردانی بیشتر نیاز دارند، به نظر می رسد آنها را به اطلاعات قابل ملاحظه ای درک می کنند، مثلا: سه روز پیش آنها بیش از اقیانوس اطلس، ، á | |-------- b را در سرزمین مراکش به حال خود رها کرده بود. Solfà © rino. (ص 3) اسب ها متوقف شدند، و یکی از آنها فریاد زد. ª â € | ------ a. آیا شب است؟ (ص 9) او کمک کرد و به لامپ بازگشت، â € |، در حالی که مادرش â € |، خود را در پنجره پنجره در زمستان â € |، و تماشای ترافیک از چرخ دستی ها، اتومبیل، و عابران پیاده به عنوان آن به تدریج کاهش یافته است. â € | ------ a. Lucien â € \"14 EPS â €\" 16 بیمه. (ص 228) و غیره. از لحاظ جسمی، خواندن کامو خسته و مضطرب شده است، زیرا او به طور فزاینده ای نوشته است، یعنی از تفکر خود؛ بنابراین، صفحات بی شماری بدون پاراگراف وجود دارد، همانطور که می بینیم، به عنوان مثال، در صفحات 193-195. این یک دلیل برای اینکه ما در حال خواندن او به تمرکز و توجه نیاز داریم یا شاید ما کنترلمان را از دست بدهیم و نمیتوانیم به آرامش بخشیدن، هیپنوتیزم و خواب آلود کمک کنیم. با این حال، من خواندن او را مولد و سرگرم کننده است، زیرا ما می توانیم به تدریج از آنچه که او نقل کرده و یا شرح داده شده است از برخی از عصاره های جالب که به دنبال تصویر \"داستان ژاک کرمری\"، پسر زندگی می کردند که بسیار شبیه به خود ( پشت جلد): علاوه بر این، هر کتاب بوی خود را با توجه به مقاله که در آن چاپ شده بود، همیشه ظریف و محرمانه اما بسیار متمایز است که با چشم او را بسته J. می تواند به یک کتاب در سری نلسون از یکی از نسخه های معاصر Fasquelle سپس منتشر شد. و هرکدام از این بوی ها، حتی قبل از اینکه شروع به گریستن کنند، ژاک را به یک دنیای دیگر پر از وعده ها منتقل می کردند، که حتی اکنون شروع به مخفی کردن اتاق که در آن بود، برای از بین بردن محله خود و صداهای آن، شهر و کل دنیا، برای سومین بار، جدول را تنظیم کرد. در نهایت، میز را تنظیم کرد، بیانش خالی و بدون رنگ، کمی خیره شد، مثل اینکه در خواندنش مست بود ، و او به کتاب خود بازگردانده می شود، انگار هرگز آن را ننوشته است. â € | (ص 248-249) â € | به محض اعلام کلاس خود، او متوقف فریب دادن و جدی شد. با صدای نام او، او بلند شد، سرش را بلند کرد. پشت او می توانست به سختی مادرش را می شنید که نمی شنید و می گوید: «او می گوید کرمری؟» «مادربزرگ، چهره اش را با هیجان سرخ کرد. مسیر سیمان او را در کنار، پلت فرم، جلیقه رسمی با زنجیرهای تماشا کرد، â € |؛ سپس با موسیقی همراه با دو زن که پیش از این در راهرو ایستاده بودند، مادرش نگاهی به او با شادی شگفت زده کرد، و او لیستی از جوایز ضخیم را به او داد، مادربزرگش با نگاهی به همسایگانش شاهد - همه این اتفاقات بعد از ظهر نابود شد، و ژاک در عجله به خانه رفت و به کتابهایی که به آنها داده شده نگاه می کرد. (ص 255) â € | در واقع، ژاک فکر می کرد او تا به حال انجام بسیاری، چه با رفتن شنا، سفر به کوبه، ورزش، â € |، خواندن داستان های مصور، رمان های محبوب، â € |، و Saint- کاتالوگ ناتمام شرکت à ‰ tienne. از جمله وظایف خانوادگی و وظایف کوچک انجام شده توسط مادربزرگ او نیست. اما، برای او، همه چیز این کار را انجام نداد، زیرا کودک هیچ پولی را به خانه نیاورد و در طول سال تحصیلی کار نکرد، و در این دیدار، این سفر آزاد به اندازه آتش سوزی جهنم بود . ساده ترین کار این بود که او یک شغل پیدا کند. (صص 261-262) همانطور که در یادداشت Editor گفته شد، ما باید نامه ای را که کامو به لوئیز جرمن، معلم خود، در ضمیمه نوشت، بخواند و ببینیم که چگونه او را مورد احترام و حمایت علمی و اخلاقی خود قرار می دهد. نامه او در تاریخ 19 نوامبر 1957، یعنی پس از دریافت جایزه نوبل، به چاپ رسیده است. یک عصاره: â € | اما زمانی که من این خبر را شنیدم، اولین فکر من بعد از مادرم، از شما بود. بدون تو، بدون دست مهربانی شما را به کودک کوچک فقیری که من بدون آموزش تو و به عنوان مثال شما بود گسترش دادم، هیچ کدام از این اتفاق رخ نداد. من از این نوع افتخار زیاد ندارم. â € |، و به شما اطمینان دهم که تلاش های شما، کار شما و قلب سخاوتمندانه ای که در آن قرار داده اید، هنوز در یکی از دانش آموزان کوچک خود زندگی می کنند، که علیرغم سال ها، دانش آموزان متشکل از شما را متوقف نکرده است. من شما را با تمام قلبم در آغوش می گیرم â € | (ص 321) در اصل، کامو یکی از نویسندگان بزرگ در قرن بیست و یکم بود.

مشاهده لینک اصلی
کاترین کامو در مقدمه ای که پدرش زندگی می کرد به دیدن رمان هایی که در آن منتشر شده بود، توضیح می داد، تقریبا شخصی و آشکار به عنوان این دست نویس ناتمام نیست. البته من به هیچ وجه خوشحالم که کامو در راه غم انگیز او جان سپرد، اما من صادقانه نمی تواند کمک کند، اما احساس می کنم که اگر این منتشر نشده بود، از دست دادن عظیم بود. من بیشتر رمان های او را خوانده ام و در حالی که من همه آنها را بسیار دوست دارم، همچنین مظنون به این هستم که اگر کامو تا 100 سالگی زندگی کند و چندین رمان منتشر کند، هیچکدام از آنها به اندازه من اینچنین دست نیافتند. صدای او واقعا در متن است، و خواندن این تقریبا احساس می کند به طور مخفیانه peeking به ذهن یک مرد است که وضعیت تقریبا اسطوره ای آن به عنوان یک نویسنده و فیلسوف (به دلیل مرگ او و سیاست های نادرست) او به طور کامل هیچ عدالت به عنوان یک مرد است. در مورد این کتاب خیلی زیاد است، و کامو می تواند در این 250 صفحه بسیار سخن بگوید که من احساس می کنم که Ive یک بیوگرافی 700 صفحه ای درباره او خواند. فکر می کنم این اولین پیش نویس است که بسیار باور نکردنی است و من واقعا متوجه شدم که این سبک تا حدودی خام و بی نظیر واقعا به من نسبت به کتاب های @ proper @ من احترام می گذارد. زمینه سیاسی برای این کتاب، جنگ الجزایر بود. کامو سعی کرد با مثال خانواده خودش نشان دهد که خانواده معمولی او زندگی زندگی فاتحان استعماری را نداشته اند، بلکه یک زندگی سخت و سختگیرانه در فقر ثابت است، جایی که زمان کمی برای سقوط سیاسی وجود دارد، به این دلیل که گرفتن از یک روز به بعد به اندازه کافی سخت بود. کامو اعتقاد داشت که در حال شکل دادن به حکومتی است که در آن هر دو جمعیت عرب در الجزایر و خاندان شنیده می شوند و با هم کار می کنند، که باعث شد او از طرف راست و چپ در فرانسه سقوط کند. نخستین خواستار تکمیل کامل از جمعیت عرب بود، در حالی که دومین استدلال کرد که استقلال کامل تنها راه بود. اما در نهایت، کمویز درمعرض خشونت و تقریبا دردناک است که باعث می شود این خواندن ویژه ای داشته باشد. شیوه ای که بتواند زندگی یک کودک را در فقر به نمایش بگذارد و کارهای بی گناه ذهن کودک را در زمینه زندگی سخت الجزیره قرار داده و همچنین نشان می دهد که یک زندگی خسته و تلخ زندگی بدون عشق را به همراه دارد. این کتاب با عشق پر شده است. این عشق غیرمستقیم، بی معنا و گاهی سخت است اما عشق هنوز هم هست. عشق از عمویش، عشق به معلمش که همه چیز را به او داد، عشق تقریبا میهن پرستانه و گاهی اوقات در تعارض با مادربزرگ (که تقریبا بیشتر از نهادی است نسبت به یک شخص)، عشق به دوستانش، عشق به وحشیانه آب و هوای الجزایر، عشق برای زندگی ... اما مهمترین آنها همه ی آن عشق ناامید کننده و دلهره آمیز برای خود جسمی است اما مادر دچار ذهنی. این افکت و داستان مردی است که به شدت از زنده بودن آگاه است و در تلاش است تا در باد قوی باقی بماند، در حالی که به دنبال دریا می افتد، او را در احساس شدید زندگی گریه می کند، فراموش کرده اید. این داستان یک مرد بدون تاریخ و حتی اخلاق روشن است که تنها با اشتیاق برای زندگی، دوستی و دلربا که در جهان می آید و نمی داند که از کجا آمده یا از کجا می آید، مسلط است، اما صد درصد متعهد به سفر.

مشاهده لینک اصلی
این آغاز سال مبارک سالم (که در سال 1913 متولد شد) آغاز می شود. من قصد دارم در این سال حتی بیشتر از آنچه که از او در این سالها میخواهم خواندن داشته باشم و برخی از آثار او را بازبینی کنم، به خصوص اگر ترجمه جدیدی را بخوانم. در 7 نوامبر، در خانه من جشن خواهد بود. در حال حاضر، بازنویسی نسخ خطی نجات یافته-ناقص، تبدیل به یک کتاب نوع دیگری از چیزهای دیگر است. هنگامی که روی ستاره پنجم در Goodreads حرکت میکنید، میگوید: \"شگفت انگیز بود، بنابراین با ارائه این کتاب پنج ستاره راحت بودم: من آن را شگفت انگیز یافتم. اگر من ارتباطی با این نویسنده نداشتم، پاسخ من به این مسخره است که پرسش نویسنده مورد علاقه شما هنگامی مطرح می شود که بر روی من تاثیر می گذارد، و سپس شاید \"شاید\" - این می تواند تا سه برابر باشد. من می توانم فردی مانند من را تصور کنم، اگر من از این مرد نادان بودم، این کتاب را سه ستاره به ارمغان آورد: â € ~I آن را دوست داشتم، در واژهنامه ستاره Goodreads. شما می توانید گریه، گریه اشک تلخ روشن از آنچه می تواند - خواندن این کتاب را داشته اند. این بسیار قابل خواندن است، و لحظات زیبایی تلخ روشن است که باعث می شود شما از صندلی خود بلند شوید و فقط لرزش کنید. با این حال، از لحاظ ساختاری خام و قطعی است. احکام وجود دارد که با یک پاورقی (که توسط نویسنده در دستنوشته نوشته شده است) پایان می یابد مانند «توسعه این» یا «نام درختان». پانویسها به دو عدد مربع خالی وجود دارد که میگوید: «کلمات کلیدی قابل ملاحظه ای نیست که ویراستاران، مترجم و دختر بتوانند کار کنند. در تصور من، خون از تخریب ماشین گاهی اوقات سرزنش می شود. گاهی اوقات چند صفحه ای از متن یک پاراگراف با جملات کامل صفحه نهایی که کامو به وضوح تام (با قضاوت توسط کار تمام شده خود)، اما اما، اما € | آنها لحظه، محل، مردم را به زیبایی پر می کنند؛ آنها خود را با درد و دلتنگی و عشق و تقاضای طبیعت خود به خود تکه تکه می کنند. نویسنده ای نخواست که این مطلب را از جانب او منتشر کند، اگر زنده بود تا آن را انجام دهد. این نباید اول، دوم یا حتی ممکن باشد، حتی کامو سوم خود را بخواند. این باید در اطراف آخرین باشد. زمانی که شما برای آن گریه می کنید، چه اتفاقی می افتد؟ در صفحاتی که شلوغ و پنهانی در دستنوشته و در یادداشت ها و نقاشی ها قرار داشت، قطعات بیشتری وجود دارد، برخی از آنها در پیش نویس متن استفاده شده اند، دیگران باقی می ماند و به طور کامل به یادداشت های نویسنده خود می پردازند، نوشته شده است، هرگز به نوشته شده است. â € ~ مطالعه افسر آلمانی و کودک: هیچ چیز باعث می شود که ارزش برای او درود. \"و شخصیت تروریستی عرب به نام Saddok که ما هرگز واقعا ملاقات کرد. و پیگیری â € ~ از دفتر سردبیری مخفیانه (احتمالا در پاریس اشغال شده توسط نازی ها که Camus درگیر با مبارزه بود) که در آن او را به ضرب و شتم یک مرد به مرگ، و یا â € ~ بحث با قاتل فرانسوی، که در آن heà € قبل از اینکه درجه سوم را برای صحبت کردن به دست آورید، تهدیدات را به خطر می اندازید، شما می خواهید که بقیه این نوشته ها نوشته شده باشند. دم دم هرگز از دست دادن این مرد بیشتر از این که از یادداشتهایش مانند این استفاده نکنید، هیچ وقت احساس نکردنش را ندیده اید. داستان زندگی شخصی است، نه زندگی نامه ی شخصی، که تفاوت عمده ی ژانر است. من فکر نمی کنم که کامو هرگز چنین چیزی نگفته است و ادعا می کند که آن را یک زندگینامه است. در یک دنیای هالیوود، این یک نمایش درام باحالی به ثروتمند یک پسر فقیر یک خانواده خشونتآمیز بی سواد بیخانمان است که زمان زیادی را با نوبل و جهانی شناخته شده ادبی و فلسفی به بار می آورد. کامو این چنین روایت را به طور کامل رد می کند و ژاک (جایگزین کامو این کتاب) احتمالا در چهره اش پنهان می شود. کامو آنها را در احترام بالا نگه می دارد. هنگامی که میان گفتمان صحیح سیاسی لحظه ای خود و مادر معلول بی سواد خود را انتخاب کرد، مادرانی که توانایی نداشتند از او از مادربزرگ خود محافظت کنند و در حالی که او مورد ضرب و شتم قرار گرفت، مادرش را انتخاب کرد و استثمار از \"نقاط ضعف\": او را انتخاب کرد \"خود را\" و یا \"دیگر\": نمی تواند با حقیقت زندگی می کند \"\" آگاه \"،\" او که این کار خود را جدا از دیگر مردان دیگر دیگر نمی توانند توهم کنند. او یک بیگانه است و این همان چیزی است که من هستم. کامو احساس از دست دادن توهم را میبیند. چیزی نیست که جشن بگیرد یا رد کند: چیزی برای زندگی کردن وجود دارد. این پوچ است این خروج او از اگزیستانسیالیسم است. شما باید با توهم و آگاهی از توهم زندگی کنید، زیرا شما در حال خراب شدن ماشین هستید و این واقعا واقعی است. شما نمیتوانید با آن زندگی کنید، نه کاملا.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرد اول


 کتاب به آواز باد گوش بسپار
 کتاب خاطره ای از کریسمس
 کتاب دشت بهشت
 کتاب شجاع مثل تو
 کتاب رئیس جمهور گم شده
 کتاب ۳۵ کیلو امیدواری